1390 ـ 1400، داوِر. ساعت قلعهٴ داوِر كه بنابر روايات از سال 1348 است و از اين رو، در فصل هفتم بررسي شده، كه ممكن است از اواخر سدهٴ چهاردهم باشد.
در نتيجه، روشن است كه ساعتهاي برجها در نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم زياد شدند. اين ابداع جديد تنها كاربرد عملي نداشت، بلكه نشانهاي از افتخارات شهر بود و بهعنوان آرايشي ضروري براي ناقوسخانه يا كليساي جامع شهر به شمار ميرفت. توصيف خوبي از ساعتي داريم كه در سال 1364 بهدست جوواني دي دوندي ساخته شد و اندكي بعد در قلعهٴ پاويا قرار گرفت.
همچنين از ساعتي كه هاينريش فون ويك در سال 1370 براي كاخ سلطنتي پاريس ساخت.
آنچه به همين اندازه مهم است، دست كم سه كارخانهٴ ساعت داريم كه به اواخر سدهٴ چهاردهم مربوط ميشود و عبارتاند از ساعت داور، ولز و نورنبرگ. بنابراين، تاريخ ساعتها كه تاحدي بهطور مبهم در اواسط سدهٴ سيزدهم آغاز شد، در اواخر سدهٴ چهاردهم به صورتي درآمد كه ميشد در موردش بحث دقيق و مشروح كرد.
اين ساعتها اوقات معمول را بهجاي اوقات شرعي متداول كردند، ولي در بيشتر موارد هنوز صفحات ساعت به جاي 12 بخشي، 24 بخشي بود. تقسيم 12 بخشي در نظر ما يك سازوكار ساده و بديهي است، ولي امور بديهي را غالباً به دشواري ميتوان يافت. در اين مورد جالب است يادآور شويم كه در زمانهاي نسبتاً اخير (سدههاي نوزدهم و بيستم)، ساعتهاي مچي 24 بخشي دوباره در اروپا رواج يافت؛ اين بهخاطر ابلهاني بود كه از جدول حركت قطارهاي قارهپيما استفاده ميكردند و اين جدول بر اساس 24 ساعت تنظيم شده بود ؛ تصور ميشد ساعتهاي جديد به آنان در تنظيم وقتشان با برنامهٴ قطارها كمك خواهد كرد، ولي كارشان را در موارد ديگر مشكلتر كرد و چندان سودي نداشت.
ساختمان ساعتهاي قديمي ناشيانه بود و بنابراين حجم زيادي داشتند. تاريخ ساعتهاي كوچك پيش از سدهٴ پانزدهم و تاريخ ساعتهاي جيبي پيش از سدهٴ شانزدهم آغاز نشده بود.
اين ساعتهاي اوليه فاقد دقت بودند و به مراقبت روزانهٴ ساعتساز نياز داشتند. (ما اين را از گزارشهاي شهرداريها و كليساها ميدانيم). براي دقت بيشتر هنوز همچنان از ساعتهاي آبي استفاده ميشد. عجيب است وقتي از زبان ژوفرواي اهل مو، ميشنويم كه مدت خسوف كامل هجدهم مارس 1345، 3 ساعت و 29 دقيقه و 54 ثانيه طول كشيد. او چگونه وقت را با اين دقت اندازه گرفته است؟ معاصر وي، جان اَشِندوني مدت همان خسوف را 3 ساعت و 42 دقيقه داده، كه 12 دقيقه بيشتر است! درواقع اين اعداد نتيجهٴ اندازهگيري نبود، بلكه حاصل محاسبه بود. به عقيدهٴ اُپولتسر (1887)، مدت آن خسوف 3 ساعت و 38 دقيقه بوده است.1 حتي با